متن آهنگ حادثه احمد صفایی

متن آهنگ حادثه احمد صفایی

از من نگذر که نبودت یه حادثه ست واسه من
هنوز نرفته پیر شدم داره میترکه بغض من
بی تاب و بی قرارم کم کن از غرورت


هیچ چیزی منو آروم نمیکنه جز عطر حضورت

شوخی نگیر این حال منو که حال دلم خرابه
فکر نبودن تو واسم یک روزم عذابه
این که بی تفاوتی چطور از کجا شروع
که با رفتن تو زندگیم یهو زیرو رو شد
شوخی نگیر این حال منو که حال دلم خرابه
فکر نبودن تو واسم یک روزم عذابه
این که بی تفاوتی چطور از کجا شروع
که با رفتن تو زندگیم یهو زیرو رو شد

♫♫♫

این آخرین خواهشه برای موندنت
دنیامو ویرون نکن با این نموندنت
بی قرارم هر نفس از این تصمیم تو
هرکاری ام کنی نمیرم از پیش تو

شوخی نگیر این حال منو که حال دلم خرابه
فکر نبودن تو واسم یک روزم عذابه
این که بی تفاوتی چطور از کجا شروع
که با رفتن تو زندگیم یهو زیرو رو شد
شوخی نگیر این حال منو که حال دلم خرابه
فکر نبودن تو واسم یک روزم عذابه
این که بی تفاوتی چطور از کجا شروع
که با رفتن تو زندگیم یهو زیرو رو شد